مغالطات شبستری / یک
70 بازدید
تاریخ ارائه : 2/24/2015 11:12:00 AM
موضوع: کلام

مغالطات شبستری (یک)

یاد آوری: به طور سریالی به مغالطات موجود در آثار محمد مجتهد شبستری پرداخته می شود. و شماره های بعدی به مرور الحاق می گردد.

یک: تغییر موضع و تناقض گویی (با مبنای هرمنوتیک فلسفی در فهم متون دینی)

در این خصوص در چهار محور بحث می شود:

الف.  تبیین مغالطه:

این مغالطه نوعاً در جایی بکار می رود، که شخص پس از آشکار شدن خطای مدعایش، برای این که به آن خطا اعتراف نکند از موضع جدیدی وارد می شود. این کار از این نظر مغالطه است که از سویی، مدعیات قبلی شخص را غیر قابل انکار می کند و از سویی دیگر، به او این امکان را می دهد که با اتخاذ مواضع جدید هدف خود را به گونۀ دیگری دنبال کند. (خندان:1380، ص246) و (خواص: 1388، ص 174)

ب.  مغالطۀ شبستری:

آقای شبستری با تکیه بر مبنا و رویکردی هرمنوتیک فلسفی نسبت به فهم متون دینی، معتقد است که فهم و تفسیر هیچ متن دینی بدون پیش‏فرض، پیش‏فهم، انتظارات و علایق نیست. برای آشنایی بیش‏تر با دیدگاه ایشان در این زمینه، برخی از عبارات ایشان را بعینه نقل می‏کنیم:

«مسلمات دانش هرمنوتیک و دانش تاریخ، به ما می‏گوید فهم و تفسیر هیچ متن دینی و بازسازی هیچ حادثه تاریخی، بدون پیش‏فهم‏ها و پیش‏فرض‏ها و انتظارات و علایق ممکن نیست»(مجتهد شبستری: 1379، ص247)

و باز گفته است:

«... در حقیقت فهم ما از سنت پیامبر و ائمه، خود یک قرائت است که از قرائت پیامبر و ائمه به عمل می‏آید و از آن‏جا که در عالم انسان، واقعیتی به‏نام قرائت قطعی الانطباق نداریم و همه قرائت‏ها «ظنی» و اجتهادی است، همواره پیدایش قرائت‏های جدید محتمل است و منطقا هیچ مانعی برای آن وجود ندارد...»  (همان، ص247)

و در جای دیگر  می‏گوید: «مگر ما در زیر این آسمان کبود دلیل عقلی یا فقهی غیرقابل نقض و ابهام هم داریم؟»(همان،  ص 243(

ایشان در تعبیر دیگر، خود اسلام را هم یک قرائت از دین می‏دانند، چنان که می‏گویند:

« اسلام به ‏عنوان یک قرائت در درجه اوّل از مباحث هرمنوتیک سود می‏جوید که مباحث دانش فهم و تفسیر متن است» (همان، ص268)

از سخنان آقای شبستری چنین استنباط می‏شود:

1. هر تفسیری، مستلزم پیش‏فرض و پیش‏فهم است.

2. هیچ فهم و تفسیر و قرائتی از متون دینی، قطعی نیست.

3. در عالم انسان هیچ قرائت قطعی و یقینی وجود ندارد.

4. اسلام، خود یک قرائت از دین است، در نتیجه هیچ‏یک از اعتقادهایِ آن یقینی و قطعی نیست و تمام آموزه‏های آن ظنی است.

ج. بررسی و نقد مغالطه:(تناقض گویی از سه جهت)

در سخنان آقای شبستری سه تناقض وجود دارد که هر سه قابل بررسی است:

1- آقای شبستری در تعبیری با استفهام انکاری می‏گوید: «مگر ما در زیر این آسمان کبود دلیل عقلی یا فقهی غیرقابل نقض و ابهام هم داریم؟»(همان،  ص 243(

مطابق این بیان، ما هیچ دلیل عقلی یا فقهی غیرقابل نقض نداریم.

اما همو در جای دیگر گفته است: «مسلمات دانش هرمنوتیک و دانش تاریخ به ما می‏گوید که فهم و تفسیر هیچ متن دینی... بدون پیش‏فرض نیست» (همان، ص 247(

این دو بیان ناسازگار و متناقض است، زیرا اگر ما دلیل غیرقابل نقض نداریم، چه‏طور ایشان از مسلمات دانش هرمنوتیک سخن می‏گوید. مسلمات یعنی اموری که قطعی و یقینی‏اند. چه‏طور دانش هرمنوتیک مسلمات دارد ولی دین اسلام هیچ مسلماتی ندارد.

2- تناقض دیگری که در سخنان آقای شبستری رخ می نماید، آن است، که ایشان می‏گوید از یک متن قرائت‏های مختلفی وجود دارد؛ و می دانیم که یکی از قرائت‏ها این است که ما مسلمات و اصول فقهی ثابت و یقینی داریم، ولی آقای شبستری با این قرائت به مخالفت برمی‏خیزد، یعنی از یک طرف ایشان، همه قرائت‏ها را معتبر می‏داند، ولی با یک قرائت که به‏زعم ایشان قرائت متعارف و رایج است مخالفت می‏کند. و از قرائت خویش دفاع می کند. حال اگر واقعا شما همه قرائت‏ها را معتبر می‏دانید و می گویید هیچ قرائتی مطلق نیست، دلیلی ندارد که با قرائت متعارف و رایج مخالفت کرده و آن را اشتباه بدانید و در عوض، قرائت خود را صحیح دانسته و در صدد به کرسی نشاندن آن، در دیدگاه دیگران باشید.

3- تناقض سوم در کلام ایشان، پارادوکسیکال بودن آن است؛ یعنی خودش با خودش متناقض است. آقای شبستری می‏گوید: «در عالم انسان، واقعیتی به‏نام قرائت قطعی الانطباق نداریم و همه قرائت‏ها ظنی است» یعنی او با یک سخن کلی و قطعی اعلام  می کند که همه قرائت‏ها ظنی است. اگر همه قرائت‏ها از دین و متون دینی ظنی است، خود این فهم و روش شما(شبستری) نیز باید ظنی و غیر قطعی باشد. در نتیجه، این عقیده آقای شبستری نیز، ظنی است و رجحانی برای ترجیح این عقیدۀ ظنی بر سایر عقاید وجود ندارد. (ر.ک: محمد رضایی: 1380، ص 23)

تناقض أخیر، نظیر پارادوکسی است که در بحث «پارادوکس دروغ‏گو»مطرح است؛ که شخصی می‏گوید: «همه خبرهای من دروغ است». لازمه سخنش آن است که این خبرش نیز دروغ باشد. در این جا او نمی‏تواند بگوید این خبرم دروغ نیست، زیرا این قضیه خودش خبر است.

د. تالی فاسد سخنان شبستری:

بر مبنای این نظریه قرائت خداپرستان از جمله پیامبر از دین و دین داری، رجحانی بر قرائت غیر خداپرستان نخواهد داشت. توضیح آن که به اعتقاد آقای شبستری، حتی إسلام نیز یک قرائت از دین است و چون، همه قرائت‏ها(به گمان ایشان) ظنی است، بنابراین اسلام نیز مجموعه ای از آموزه‏های ظنی است. از طرفی همه می دانند که یکی از آموزه‏های اسلام و قرآن این است که پیامبر اسلام با تمام قوا علیه بت‏پرستی قیام کردند. و از سویی یک بت پرست درباره دین و دین داری و آموزه های دینی از جمله وجود خدا، نظراتی دارد یعنی در واقع قرائتی خاص از آن دارد؛ یک بت‏پرست نیز همانند یک خداپرست می تواند قرائتی از دین‏داری و خداپرستی داشته باشد  و از آن جا که همه قرائت ها ظنی اند، در این صورت معنا ندارد که یک قرائت ظنی(قرائت خداپرستانه)، قرائت ظنی دیگر(قرائت بت پرستانه)، را مورد انکار و تکذیب قرار دهد و با آن به مقابله برخیزد. بر این اساس کلام خدا و پیامبر و عمل ایشان، علیه بت‏پرستی لغو و فاقد حجیت می‏شود. و از جهتی دیگر، از آن جا که چون هیچ ملاک و معیاری برای صحت و ترجیح یک تفسیر بر تفسیر دیگر وجود ندارد، بنابراین معیاری حتی برای رجحان تفسیر پیامبر بر تفسیر بت‏پرستان وجود نخواهد داشت.

منابع:

خندان، علی اصغر، مغالطات؛ 1388ش؛ قم ، بوستان کتاب، چاپ چهارم.

خواص، امیر؛ درسنامه تفکر نقدی، 1388ش، قم، موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول.

مجتهد شبستری، محمد؛ نقدی بر قرائت رسمی از دین، 1379 ؛تهران، انتشارات طرح نو، چاپ اوّل.

محمد رضایی، محمد؛ خاستگاه اصلاحات دینی در ایران؛ قبسات، شماره22، زمستان1380.