ادله بطلان نظریه نوین اسلامی، درباره زبان قرآن(نگاه روشنفکر مآبانه)
47 بازدید
تاریخ ارائه : 6/9/2012 7:05:00 PM
موضوع: تفسیر

ادله بطلان نظريه نوين اسلامي، درباره زبان قرآن:

ابتدا بیان زمینه این دیدگاه و انگیزه آن:

اين ديدگاه در پي اشكال غربي ها به قصص قرآني شكل يافته است و هدف آن جواب، اشكال غربي ها است، و طرفداران اين نظريه اكثرا  افراد ديندار و از سردل سوزي به قرآن واسلام واز پي جواب دادن به اشكال مستشرقين به قصص قرآني، اين نظريه را طرح كرده اند، اين ها همراه با نظريه پردازان غربي از طرفي، قصص قرآني را چون با شواهد تاريخي قابل اثبات نمي دانند، مي گويند  اين داستان ها نمي تواند واقعي باشند، و از طرف ديگر چون به وحي بودن قرآن باور دارند، راه حل اين اشكال را چنين بيان كرده اندكه چون اين داستان ها درفرهنگ زمان جاهلي ومردم عصر نزول رائج بوده است، قرآن از آن استفاده كرده است، و هدف قرآن تعليم وتربيت بوده است، اما مي گويند،نقل قرآن اين داستان ها را به معني تأيید اين قصص از طرف قرآن نيست. صاحبان اين نظريه در حقيقت دنبال رفع اشكال مستشرقين بر قرآن بوده اند كه قرآن مسلمانان مشتمل بر مطالب غير واقعي است، و نمي تواند وحي خدا  به پيامبر باشد بلكه ساخته وپرداخته ذهن پيامبر است.

 اينها خواسته اند با تفكيك ميان نقل قرآني وتأيید قرآني در مورد اين قصص  به اين اشكال پاسخ دهند، كه درست است،قرآن اين داستان هارا نقل كرده است،اما  اين کار, نه ازباب اين بوده است كه چون اينها واقعيت دارند وقرآن نيز آن را پذيرفته است، بلكه چون در ميان مردم زمان نزول رائج بوده است،قرآن از آن بهره برده است.

معرفت، محمد هادی؛ (مصاحبه با استاد)؛ مجله پژوهش هاي قرآني، ؛ شماره 35 – 36 ؛ ص190

ادله بطلان نظریه:

دليل اول: (داشتن موضع انفعالی در مقابل مستشرقین)

از آنجا که،، اين نظريه براي پاسخ به اشكال مستشرقين مبني بر منطبق نبودن داستان هاي قرآن با شواهد تاريخي، شكل يافته است، و آنان با پذيرش اصل اين حرف واشكال ، براي پاسخ گوئي به آن اين نظريه خود را طرح كرده اند. و حال آنكه ما اصل اشكال غربي ها قبول نداريم ودر آن حرف داريم وآن را برقصص قرآني وارد نمي دانيم ، در نتيجه اين نظريه نيزجايگاهي واعتباري  نخواهد داشت.

دليل دوم:

استدلال دوم بر بطلا ن اين نظريه اين است،كه نظريه پردازان اين نظريه قائل اند كه تكيه بر مشهورات، يك روش و يكي ازشاخه هاي فن خطابه است،كه اگر مطلبي ميان مخاطبان شهرت دارد و معروف است، از آن مطلب مي توان براي اثبات مدعا استفاده كرد.

اما سخن اين است كه اين حرف شما در جايی مقبول است كه مخاطبين گروه خاصي باشد، وآن مطلب ميان آنها معروف وپذيرفته شده باشد، اما آيا قرآن كريم كه از اين داستان ها استفاده نموده ا ست منحصر به عرب زمان جاهلي است؟!

بلاغت  و فصاحت اين نيست كه خطابه كه براي تمام بشريت در تمام اعصار بعد خود آمده است ، از افسانه هاي استفاده كند كه فقط مورد پذيرش زمان خاص ومردم خاص بوده است.اين محدود ومنحصر كردن قرآن به زمان خاص ومردم خاص است ، واين صدمه بسيار بزرگ به قرآن است.

 مجله پژوهش هاي قرآني ، شماره35 - 36، ص195.

دليل سوم:

راه حل مناسب به اشكال غربي ها بر قصص قرآني ، پيدا كردن شواهد تاريخي بر اين قصص  است. والبته اين مطلب،كاري بس دشواراست،چنانكه استاد معرفت در مصاحبه خود با مجله پژوهش هاي قرآني در باب اين موضوع به اين نكته اشاره دارد. مجله پژوهش هاي قرآني ، شماره35 - 36، ص195.

واين كار مراحلي نياز دارد، درو هله نخست اعتقاد بر واقعي بودن اصل داستان ها ي قرآن است، در مرحله بعد تفكيك موارد كه در آن خداوند از زبان ديگران سخن گفته است و احتمال دارد ديگران در اين سخن شان جدي نبوده اند و به شوخي مطلبي را گفته اند، به عنوان نمونه در مورد كلام فرعون در قرآن كريم كه مي گويد:« فاوقد لي يا هامان علي الطين فاجعل لي صرحا لعلي اطلع الي اله موسي واني لاظنه من الكاذبين» چنين مي گويند: مفسرين در اين مورد دچار سرگرداني  شدند واين آيه را جدي گرفته اند، وبه همين دليل دچار سرگرداني شده اند. موسي هنگامي كه توسط فرعون از آب گرفته شد ،هنگام پادشاهي فرعون «رامسس»  بود، موسي حدود سي سال در نزد آن ها بود، بعد ده سال نزد شعيب بود، هنگاميه براي نجات بني اسرائل برگشت، رامسس مرده بود، وپسراو « مفتاح» به پادشاهي مصر رسيده بود، موسي و مفتاح همسن و همبازي بودند ونزديك به سي سال همراه هم بودند و...در نتيجه گزارش موجود درآيه فوق از زبان فرعون «مفتاح» است و بيانگر اين است كه فرعون مي خواسته با اين تعبيرات موسي را مسخره كند و سخن او شوخي وطنز است، وگرنه فرعون مي دانست آسماني كه موسي مي گويد، با ساختن كاخي  و برج مثلا پانزده طبقه نمي توان به انتهاي آن دست يافت. چون كوه هاي بلندي در منطقه وجود داشت فخر رازي هم مي گويداين سخن فرعون شوخي است نه جدي.» در نيتجه  جدي گرفتن اين سخن ودنبال مصدق  گشتن براي آن كاري اشتباه است . (مجله پژوهش هاي قرآني ، شماره 35-36، ص195)

ازسخنان استاد معرفت،مي توان نتيجه گرفت كه تشخيص  مواردي كه قرآن از زبان ديگران سخن گفته است وكيفيت سخن آن ها در اينكه جدي بودند و يا قصدي ديگري داشته اند، در يافتن شواهد تاريخي  بر آن داستان  بسيار مهم است.

 

مرحله سوم  دراستدلال سوم، بررسي  مورد به مورد  داستان هاي قرآن  ومنطبق كردن آن با شواهد تاريخي است ورد اعتراض غربي ها، كه اين خود مي تواند از طرق گوناگون انجام گيرد، از راه كاوش هاي  باستاني و از را ه هاي بررسي اسناد تاريخي موجود در موزه ها ي تاريخي مهم دنيا، همان طوري كه استاد معرفت  در فصل پنحم كتاب (شبهات وردود حول القرآن الكريم)  تحت عنوان « القصص القرآني علي منصه التحقيق» اين راه را پيموده  وتلاش نموده اند شواهد متقن تاريخي بر قصص قرآني بياروند.

مجله پژوهش هاي قرآني, شماره33, (معرفی کتاب شبهات وردود، نوشته آیت الله معرفت)